ابو القاسم راز شيرازى

166

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

كند عمل او به سوى غير من . بعد فرمود : بلند كنند حفظه ، عمل عبد را در حالتى كه بهجت دارد عبد به صدقه و صلاة ، پس تعجّب كنند به عمل حفظه ، و تجاوز مىدهند او را به سماء ثالثه ، پس مىگويد ملك : بايستيد و بزنيد اين عمل را در وجه صاحبش و بر پشت او ! من صاحب كبرم ؛ به درستى كه او عمل كرد و تكبّر كرد بر مردم در مجالس آنها ، امر فرموده مرا پروردگارم كه نگذارم عملش را بالا برود به سوى غير من . فرمود : و بالا مىبرند حفظه به عمل عبد و حال آنكه نور مىدهد مثل كوكب درّى در آسمان ، از براى آن صدائى است به تسبيح و صوم و حجّ ، پس مىبرند آن را تا سماء رابعه ، پس مىگويد ملك : بايستيد و بزنيد اين عمل را بر صورت صاحبش و بر شكمش ! من ملك عجبم ؛ صاحبش عجب كرده است به نفس خود ، و او عمل كرد و داخل شد در نفسش عجب ، امر فرمود پروردگارم كه نگذارم عملش تجاوز كند از من . و فرمود : بلند مىكنند حفظه ، عمل عبد را مثل عروسى كه زينت كرده باشند از براى شوهر ، پس مىگذرانند او را به سوى ملك آسمان پنجم به جهاد و صلاة ما بين صلاتين و از براى اين عمل ، كوهانى است مثل كوهان شتر ، و بر او ضوئى است مثل ضوء شمس ، پس مىگويد ملك : بايستيد ! من ملك حسدم ، بزنيد اين عمل را به وجه صاحبش و بار كنيد آن را بر گردن صاحبش ! كه او حسد ورزيد كسى را كه تعليم علم مىگرفت يا عمل مىكرد به طاعت خداوند ، و هرگاه مىديد براى كسى فضل در عمل و عبادت ، حسد مىبرد بر او و واقع شد در حسد ، پس حمل مىكنند او را بر گردنش و لعن مىكند او را عمل او . فرمود : بالا مىبرند حفظه به عمل عبد از صلاة و زكات و حجّ و عمره ، پس مىبرند آن را به آسمان ششم ، پس مىگويد ملك : بايستيد ! من صاحب رحمتم و بزنيد اين عمل را بر وجه صاحبش و بپوشانيد دو چشمش را ! زيرا كه صاحبش رحم نكرد شيئى را ، وقتى كه رسيده